|
رفتی؟ با خاطراتت؟ با محبتهای د لت؟ با چشمان خیس؟ رفتی اما خیلی زود رفتی ، بدون خداحافظی ، بدون یه کلام حرف ناگفته! می دانستم می روی اما نه به این زودی! خاطراتت رو تا ابد در قلبم نگه خواهم داشت مطمئن باش! خاطره هایی که با هم بودیم مثل لیلی و مجنون. خاطره هایی که با هم درد و دل می کردیم مثل عاشق و معشوق. خاطره هایی که با هم اشک می ریختیم مثل ابر پریشون. تمام خاطرات با هم بودنمان را در قلبت از یاد بردی؟ افسوس که گذشت...هر چه خاطره خوب بود گذشت... تنها خاطرهای تلخ از با هم بودنمان بر جا مانده است. با رفتنت همه چیز سوخت...خاطره،محبت،عشق، دیگر امیدی به زندگی نیست آرزوهایم همه تبدیل به رویا شدند. همه تبدیل به خواب بیدار نشدنی شدند. رفتی بدون یادگاری. بدون خداحافظی. بدون یک کلام حرف عاشقی! مثل یک پرستو رفتی،پرستویی که یک لحظه سفر می کند،سفر به شهر خوشبختی میکند. می دانم خوشبختی و رنگش را در لحظه هایی که با هم بودیم ندیدی! حالا سفر کن به همان شهر خوشبختی ها ! من هم در همین شهر غریب و ناآشنا و بی محبت خواهم ماند. خوشبختی را در چهره ات می بینم، اما چهره من دیگر رنگ خوشبختی را نخواهد دید و دیگر قلب من به غصه و درد عادت خواهد کرد.
|
About![]()
*** به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد ***
Home
|