|
می خواهم تو را صدا بزنم ولی زبان ندارم می خواهم به سویت بیایم ولی توان ندارم می خواهم تو را ببینم ولی چشم ندارم من در قلبم تو را دارم پس با قلبم تو را صدا می زنم و با قلبم به سوی تو می آیم و با قلبم به تو نگاه می کنم هنوز در جاده انتظار نشسته و چشمانم را به آسمان بیکران دوخته ام هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان می کنم باز در انتظارم که بیایی بیا تا پیش از این نگاهم غریب نماند
|
About![]()
*** به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد ***
Home
|