|
اي
اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می کردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم اما افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم کسی در باد می خواند تو را تا اوج می خواهم برای ناز چشمانت چه بی صبرانه می مانم دلم تنگ است و بی یادت در این غربت نمی مانم تو هستی در وجود من تو را هرگز نمی رانم
بی تو ترانه های من مرثیه های غربته تموم لحظه های من پر از هوای حسرته بی تو بهارو نمی خوام ، شوق شکفتن ندارم حتی کلام تازه ای برای گفتن ندارم
هنوز عاشق ترینم ای تنها باور من به غیر از با تو بودن نیست هوایی بر سر من هنوز عطر تو مونده در فضای خانه من هنوزم بی قراره این دل دیوونه من فراموشم نکن، فراموشم نکن، تویی تنها دلیل بودن من به یاد من باش، فراموشم نکن
قلبم را تقدیمت می کنم تا بدانی بی ریاترینم اشکی برای اندوهت می ریزم تا بدانی پر احساس ترینم شوق وصال حس غریبی است برایت ترسیم می کنم حس خوشبختی را تا بدانی خوشبخت ترینم موجی از عشق را بر ساحل وجودت می فرستم تا بدانی عاشق ترینم و شعرم را تقدیمت می کنم تا بدانی که من ساده ترینم
می خواهم تو را صدا بزنم ولی زبان ندارم می خواهم به سویت بیایم ولی توان ندارم می خواهم تو را ببینم ولی چشم ندارم من در قلبم تو را دارم پس با قلبم تو را صدا می زنم و با قلبم به سوی تو می آیم و با قلبم به تو نگاه می کنم هنوز در جاده انتظار نشسته و چشمانم را به آسمان بیکران دوخته ام هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان می کنم باز در انتظارم که بیایی بیا تا پیش از این نگاهم غریب نماند
احساس خوبیه وقتی یک نفر دلتنگت باشه احساس بهتر اینکه یک نفر عاشقت باشه اما بهترین احساس وقتیه که یک نفر هیچوقت فراموشت نکنه
تحفه ای یافت نکردم که ارزانی تو کنم یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو
غم تنها ترین تنهای دنیا تویی زیبا ترین زیبای دنیا تو مثل امید یک قناری قراری بردل هر بی قراری منم یلدای بی پایان عاشق تو بودی مرهم زخم شقایق تویی لالایی خواب خوش آواز بالم را مشکن در اوج پرواز نگاهت را می پرستم ای نگارم فدای تار مویت هر چه دارم .......................................................... دل بر نکنم ز دوست ، تا جان ندهم که آن درد به صدهزار درمان ندهم ........................................................... خسته و تنها ، همدم غمها در حصار خلوت دل پیچیده فریاد من نه ایمانی ، نه وجدانی ، جز حیله و نیرنگ در سرزمین قحطی عشق نشسته ام دلتنگ رنجیده از تو ریشه جونم عشق و تنفر ناباورانه آمیخته با خونم .................................................. مرا یکدم دل از خوبان جدا نیست ولی صد حیف که در خوبان وفا نیست به خوبان دل سپردن کار سهل است ز خوبان دل بریدن کار من نیست
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست ...... بی تو تموم لحظه هام پر از هوای حسرته بی تو بهارو نمی خوام شوق شکفتن ندارم حتی کلام تازه ای برای گفتن ندارم... می سپردم که مراقب باشی
اگر قلبم را بشکافی در آن آینه ای می یابی که جز نامت نام دیگری را منعکس نمیکند پس بدان مهرت همیشه با من است با تقدیم یه آسمون ستاره که از یه قلب بی قرار می باره فقط می خوام بگم به یادتم من وگرنه پاییزو بهار نداره .... مثل اون درخت مجنون که همیشه سربزیره دل تو ، تو آسمون ها ، چشمت اما رو زمینه مثل اون اشکای معصوم که می غلتند روی گونه تو زلالی و نجیبی ، خدا این رو خوب می دونه
آب: من آبم آب آب بی عشق باران نمی شود باران بی عشق دریا نمی شود دریا بی عشق آبی نمی شود تو آبی ترین دریای باران باش به یادتم ........................ ........................ در جاده تنهایی: شبی در جاده ای می رفتم ماه هم می آمد می ایستادم ماه هم می ایستاد فریاد زدم بمان ماند. تنهایی باید در کمال باشد
اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبها اگر حرفی زدم از عشق تویی مفهوم و معنایش زندگی را دوست دارم به خاطر غوغایش مرگ را دوست دارم به خاطر سکوتش گل را دوست دارم به خاطر لطافتش بلبل را دوست دارم به خاطر نوای زیبایش شمع را دوست دارم به خاطر عاشقانه سوختنش تو را دوست دارم به خاطر تو
اگه شکستن قلب و غرور صدا داشت ، عاشقان سکوت شب را ویران می کردند بمان با من که من تنهاترینم بگو با من که من تنهاترینم بگو از دوستی و عشق و محبت که من محتاج حرف آخرینم یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* *
رفتی؟ با خاطراتت؟ با محبتهای د لت؟ با چشمان خیس؟ رفتی اما خیلی زود رفتی ، بدون خداحافظی ، بدون یه کلام حرف ناگفته! می دانستم می روی اما نه به این زودی! خاطراتت رو تا ابد در قلبم نگه خواهم داشت مطمئن باش! خاطره هایی که با هم بودیم مثل لیلی و مجنون. خاطره هایی که با هم درد و دل می کردیم مثل عاشق و معشوق. خاطره هایی که با هم اشک می ریختیم مثل ابر پریشون. تمام خاطرات با هم بودنمان را در قلبت از یاد بردی؟ افسوس که گذشت...هر چه خاطره خوب بود گذشت... تنها خاطرهای تلخ از با هم بودنمان بر جا مانده است. با رفتنت همه چیز سوخت...خاطره،محبت،عشق، دیگر امیدی به زندگی نیست آرزوهایم همه تبدیل به رویا شدند. همه تبدیل به خواب بیدار نشدنی شدند. رفتی بدون یادگاری. بدون خداحافظی. بدون یک کلام حرف عاشقی! مثل یک پرستو رفتی،پرستویی که یک لحظه سفر می کند،سفر به شهر خوشبختی میکند. می دانم خوشبختی و رنگش را در لحظه هایی که با هم بودیم ندیدی! حالا سفر کن به همان شهر خوشبختی ها ! من هم در همین شهر غریب و ناآشنا و بی محبت خواهم ماند. خوشبختی را در چهره ات می بینم، اما چهره من دیگر رنگ خوشبختی را نخواهد دید و دیگر قلب من به غصه و درد عادت خواهد کرد.
ای کاش... ای کاش در دنیا همه مردم عاشق بودند، ای کاش دلها در سینه سنگ نبود ای کاش عشق در میان عاشقان فروختنی نبود، ای کاش عشق از میان چشمها قابل تشخیص بود ای کاش: ای کاش اشکهای تنهایی شب ، لب می گشودند و از دل عاشق حرف می زدند دلی که هر شب چشمانش بارانی است . ای کاش: ای کاش در خواب می دیدمش تا با اشک بهش بگم که عاشقونه می پرستمت. ای کاش: ای کاش ابر بودم تا وقتی که به یاد تو می باریدم، همه می دیدند و شاهد می شدند و شهادت می دادند که چگونه برای رسیدن به تو لحظه شماری می کنم. { دوستت دارم همیشه}
اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم اگر اشک بودم به یادت چون ابر بهاری می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیمت می کردم
کنار آشیان تو آشیانه می کنم، صفای سینه را پر از ترانه می کنم از من می پرسند برای چه زنده ام و من برای زندگی تو را بهانه می کنم... هر چی بگم بازم کمه تشنه عشق تو منم این آخرین حرف منه تو را به اندازه گل دوست ندارم زیرا روزی پژمرده می شوی تو را به اندازه قاصدک دوست ندارم زیرا روزی از من جدا می شوی تو را به اندازه قلبم دوست دارم چون جدایی ناپذیر بگو قیمت محبت توی بازار تو چند که می شه توی قمار دل کافرت برنده
|
About![]()
*** به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد ***
Home
|